***هیـئـت بسیـجیــان بقـیه الله الاعظـم (عج) خزانه شهید بخارایی
درباره وبلاگ


بسمه تعالی ، به حول و قوه الهی این وبلاگ در تاریخ 10/09/91 تاسیس گردید و به منظور اطلاع رسانی از وضعیت هیئت بسیجیان بقه الله الاعظم (عج) و سایر امورات این هیئت به کارگیری می شود ، امید است با توفیقات الهی و با تمسک به قرآن کریم و توسل به ساحات مقدس ائمه اطهار علیهم السلام و در ظل توجهات امام زمان (عج) و با کمک شما خوانندگان و هیئتی های عزیز قدمی ناچیز در اشاعه فرهنگ حسینی (ع) برداشته شود. یا علی مدد.

مدیر وبلاگ : خادم الحسین (ع)

با سلام و خدا قوت  و عرض معذرت خواهی بدلیل تاخیر در ارسال انعکاس گزارش دیدار از خانواده شهید گلخنی...

در سالگرد شهادت شهید محمد گلخنی مورخ  22/10/92 به همراه برو بچه های مسجد جامع و هیئتی ها به  بیت این شهید رفته و ضمن ، دیدار از خانواده محترم شهید گفتگویی با مادر بزرگوار شهید گلخنی داشتیم ، جا دارد اینجا یادی از مرحوم پدر شهید نیز شود ، روحش شاد و یادش گرامی  :

مارد بزرگوار شهید محمد گلخنی پسرش را اینگونه توصیف می کرد :

محمد اهل نماز و روزه بود  و در جلسات اخلاق و مراسمات مهدیه تهران مرحوم کافی شرکت می کرد ، سینه ایشان پر از راز بود و به ما چیزی نمی گفت ، سفارش می کرد در هنگام شهادتش برای او حجله ای نگذارند و کاری نکنند ...

در دوران قبل از انقلاب در فعالیت های انقلابی و دیوار نویسی شرکت داشت .



 
اولین بار در 15 سالگی راهی جبهه شد ، بدون اجازه باباش رفته بود کار جبهه اش و انجام داده بود و اومد پیش من اصرار کرد و من هم موافقت کردم.

اولین بار در فاو زخمی شد ، و در کربلای 4 هم نصف صورتش رفت ، او رو در بیمارستان اصفهان بستری کردند ، به من هم چیزی نگفتند...من هم در حال نماز بودم دیدم سرو صورت پسرم خونی است و از جلوی من عبور کرد .  پدرش برای دیدن او  قصد رفتن به اصفهان را کرد و به من گفت می روم برای دیدن برادرم ، گفتم من می دانم محمد زخمی شده و جریان را تعریفش کردم...

در یکی از روزها محمد آمد منزل بهش گفتم : محمد جان خوابت رو دیدم پشت سنگر بودی ، گفت : آره مامان جون پشت سنگر بودیم و عملیات لو رفت..



مادر شهید محمد گلخنی خواب عجیبش را اینگونه تعریف کردند :

 خواب دیدم در باز شد و دو خانم چادر مشکی ، یک بچه ی لخت را به من دادند و گفتند : این پسر را بگیر و اسمش را بگذار محمد ، با خودم گفتم این بچه به جایی می رسه ...

مادر شهید گفت : سری آخری که اعزام به جبهه می شد به او گفتیم ، نرو ! اصرار به رفتن نمود ،  به خواهرش هم  گفت : تو فرزندت را دوست داری ؟ خواهرش گفت : بله ، گفت : من هم جبهه را دوست دارم نمی تونم نرم! رفت و خدا او را از ما گرفت اما به جاش مصطفی پسر کوچکم را به من هدیه کرد.



مصطفی ، برادر کوچک شهید نکته جالبی را به نقل  گفت :  

در مراسم تشییع شهید گلخنی که در خزانه برگزار شد ، عکس هایی از مراسم گرفته شد ، اما همه اش سوخت و ظاهر نشد ، چرا که محمد راضی نبود و می خواست گمنام بماند...  

التماس دعا



نوع مطلب : یاران شهید، گالری تصاویر هیئت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هیئت بسیجیان بقیه الله الاعظم (عج)

<# REAL_FILENAME #>

به مناسبت میلاد با سعادت

حضرت رسول اکرم (ص) و حضرت امام صادق (ع) 

برگزارمی نماید:

زمان : شنبه ، مورخ 92/10/28راس ساعت 19

مکان : بین فلکه اول خزانه و اول عباسی ، خیابان فراهانی ،پ 64

منزل برادر بهادری




نوع مطلب : آدرس هیئت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

با سلام و خدا قوت ،  پنج شنبه شب گذشته مورخ 19/10/92 شب شهادت حضرت عسگری (ع) بود ،  همزمانی این شب نورانی  با  سالگرد شهادت شهید عباس شبانی ما را بر آن داشت تا به  بیت این شهید رفته و ضمن عزاداری و روضه خوانی ، دیداری از خانواده محترم شهید شبانی داشته باشیم  :

در ابتدا ، حاج حسین آبایی مختصری از خصوصیات اخلاقی شهید شبانی فرمودند و اهل تفکر بودن  شهید شبانی را از خصوصیات بارز شهید دانستند و از شباهت شهید شبانی و شهید اکبر عباسی گفتند...




ایشان اینگونه افزودند « من از رزمندگان فیلم 3 دقیقه ای می گرفتم، و هر طوری بود خودم را به عباس نزدیک کردم و او را متقاعد کردم ، که صحبت کند ، اما در هنگام فیلم برداری چند مرتبه ، ایشان صحبت هایش را قطع کرد ، گفتم چرا اینقدر سخت می گیری ، صحبت کن !  اما شهید فرمودند : آخه نمی دانم این حرف هایی که می زنم را خودم عمل کرده ام یا نه ! و اصلا این حرف ها به درد کسی می خورد



برادر آبایی گفت : شهداء خیلی فضایی نبودند و مانند ما ها بودند و فقط مراقبه کردند  و توجه داشتند که حرام و حلال خدا را رعایت کنند و در عین سادگی فداکاری نمودند.



سپس برادر عزیزمان حاج حمید فلاح همرزم و دوست نزدیک شهید شبانی که با خود از عملیات کربلای 5 یادگاری نیز آورده است ، سخن خود را اینگونه آغاز کرد :

«اگر امروز پرچم اباعبدالله الحسین (ع) در جای جای جهان برافراشته است ، قطعا شهدای ما نقش داشته اند ، و شهدا دین سنگینی بر گردن ما دارند و این گونه نیست که  به راحتی از گردن ما دین خارج شود»



آقا حمید گفت : در گردان میثم بودم و به عشق استادم حاج عباس شبانی ، با فرمانده گردان ، شهید طاهری صحبت کردم و از توصیف شهید شبانی گفتم و ایشان اجازه انتقالی من را به گردان مالک در کنار شهید عباس داد، در گردان مالک به گروه 12 نفری تقسیم شدیم که فرمانده گروه ما حاج عباس بود ، در یکی از شب ها که هوا خیلی سرد بود ، به گروه ها کیسه خواب دادند ، شهید شبانی نیز بین ما توزیع کرد ، اما یک کیسه خواب کم آمد ، به ما هم گفت بگیرید من می رم برای خودم کیسه را تهیه می کنم ، من خوابم برد بعد از مدتی بیدار شدم دیدم یک گوشه ای نشسته و خبری هم از کیسه خواب نیست و خلاصه آن شب را سرما خورد . ایشان به این حد دقت داشتند و هر کسی که دقت داشته با شد پشت درب بسته نمی ماند.



حاج حمید می گفت : درجه شهادت ممکن بود 24 ساعت قبل و یا 3 شب قبل تر و یا مثل شهید علی حیدری 3 سال قبل تر ... به شخص برسد و در این حال  همه می دانند که دیگر این شخص پر خواهد کشید .

شهید شبانی هم قبل از شهادتش می دانست که شهید می شود ، اما  عجله ای هم برای شهادت نداشت ...  در آخرین لحظات عمر شریفشان به من وصیتش را داد که به برادرش حسن بدهم و از مال دنیا هم یک قطب نما داشت و آن را هم به من داد.

ایشان در ادامه خاطره ای دیگر از شهید شبانی را که شاید برای ما بسیجی های مسجد مهم تر باشد اینگونه بیان کرد :

قبل از اعزام به عملیات ، چارت سازمانی فرهنگی بسیج مسجد را مرتب کشیده و وظایف هر یک از ما را توضیح داده بود ، به ما تحویل داد و گفت من می روم ولی سفارش می کنم به وظایفتان در بسیج عمل کنید ...

بله دوستان عزیز ، ما بسیجی ها اینگونه باید درس بگیریم ، عزیزی می رود جانش را برای خدا بدهد ، اما به فکر پایگاه دین و قرآن نیز می باشد...
التماس دعا
جهت مطالعه از زندگی شهید و وصیت نامه آن به سایت اسطوره های آسمانی مراجعه شود.




نوع مطلب : یاران شهید، گالری تصاویر هیئت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 19 دی 1392

هیئت بسیجیان بقیه الله الاعظم (عج)

« سالگرد شهادت شهید محمد گلخنی »   

برگزارمی نماید:

زمان : یک شنبه ، مورخ 92/10/22راس ساعت19

مکان :  بین فلکه اول و دوم عباسی ،انتهای کوچه شهید بخشعلی زاده ،  پ 17

منزل شهید گلخنی




نوع مطلب : آدرس هیئت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می گردد:
دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت.
دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت.
دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد.

دوره امامت حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند.

امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند.

وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید.

عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید. پیوسته می گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام، وی
زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.

پسر عبیدالله خاقان می گفت: من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می یافتم. می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند.

با آنکه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت.

از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقات شیعه، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص) و جریانهای شیعی بودند، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود.چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا، والی اوقاف و صدقات بود در قم، و او نسبت به اهل بیت رسالت، نهایت مرتبه عداوت را داشت.

نیز اصحاب امام حسن عسکری، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا (ع) معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی، این همه سختی را تحمل می کرد، و لحظه ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد.

اینکه حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید.

باری، امام حسن عسکری (ع) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جای گذاشت.

در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام، گردید.

در قدرت علمی امام (ع) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند. از جمله: همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد.

شهادت امام حسن عسکری (ع)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند.

در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبیدالله بن خاقان گوید: روزی برای پدرم (که وزیر معتمد عباسی بود) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد.

یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر او مستولی گردیده. پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات (داور داوران) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند.

و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه. ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود.

بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد... تا دو سال تفحص احوال او می کردند....

این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص) می پیوست، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع) رفت و آمد بسیار می کردند، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند.

به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) تکرار می شد. حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند. اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد.

باری، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد، از کردار زشت خود پشیمان شد. بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع) در میان بود، برای معالجه فرستاد. البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشت، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود.

بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع) شهر سامره را غبار غم گرفت، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست. مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند.


نوع مطلب : اهل بیت ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هیئت بسیجیان بقیه الله الاعظم (عج)

<# REAL_FILENAME #>

به مناسبت شهادت حضرت امام حسن عسگری (ع)

« سالگرد شهادت شهید عباس شبانی »   

برگزارمی نماید:

زمان : پنج شنبه ، مورخ 92/10/19 راس ساعت19

مکان :  بین فلکه اول و دوم عباسی،کوچه شهید شاپور عبداللهی ، کوی اول پ 11

منزل شهید عباس شبانی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

با سلام ، و عرض قبولی طاعات و عزاداری های شما عزیزان ، حلول ماه ربیع الاول  را خدمت شما تبریک عرض می کنم.

حقیقت این است که بنده مدتی است نسبت به انعکاس گزارش دیداراز خانواده های معزز شهداء سعی دارم ، تا به هر صورت ممکن اعم ازتصویر و نوشته ، به خدمتتان عرضه کنم ، تا به این صورت علاوه بر تکریم شهدا و خانواده معززشان ، نسبت به ثبت این خاطرات ارزشمند قدمی ناچیز برداشته باشم ، و در این راه از کلیه برادران و خواهران دعوت می کنم تا به این بنده حقیرکمک کنند...

و اما شب شهادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) در بیت شهید اکبر عباسی میهمان بودیم و ضمن  اقامه عزاداری  و دیدار از مادر بزرگوار شهید عباسی ، خاطره گویی رزمندگان و همسنگران شهید اکبر زینت این مجلس شد ، که به اختصار به حضورتان  عرض می کنم :



بعد از تلاوت قرآن کریم ، سخنرانی حجت الاسلام ملکی ، که این روز ها عجیب از رویش ها و ریزش ها  سخن به میان می آورد  ، برنامه ادامه داشت  و با عزاداری و سینه زنی و عرض تسلیت به ساحت امام زمان (عج)  قسمت  اول مراسم به پایان رسید...



دایی نصیری یکی از خالص های مسجد جامع ، قبل مراسم گفت می خواهم امشب چند جمله ای برای بچه ها صحبت کنم ، و با آن  سادگی و بی آلایشی خود ، به احترام بچه ها سر پا ایستاد و خاطره ای ازشهید اکبر را این گونه بیان کرد  :

 همه ی ما در اتاق  بسیج جمع بودیم و هر کس سخنی  می گفت ، من هم دیدم همه صحبت کرده اند جز  شهید  عباسی  ، بعدا به او گفتم چرا شما صحبت نکردید ، گفت : دیدم همه چیز خدایی است و در مسیر خدا حرکت می کند ، پس من  صلاح ندیدم که صحبتی بگویم که شاید خدایی نباشد  و صحبت از مسیر خدا جدا شود ، این درس اخلاص در عمل شهید اکبر بود.... 

راست می گفت دایی ، الحق و الانصاف بعضا ثواب در حرف نزند ما هاست ، چرا ما اینگونه ایم که در  همه جا باید حتما ورود کنیم ؟!...






در ادامه از صحبت های آقای آبایی ، استفاده کردیم ،:

حاج حسین ، کسی بود که در لحظه ی  آخر شهادت شهید عباسی با او بود  و انگار  از سال گذشته ناگفته هایی در دلش با قی مانده بود ، آمده بود تا صحبت هایش را تکمیل کند و برای مادر شهید اکبر ، شرایط سخت و بحرانی آن شب را توصیف کند  ، و اینکه در زیر آن حجمه سنگین دشمن و گل و لای منطقه نمی شد ،  اصولا بدن شهید را به عقب آورد...


حسین آقا گفت  و گفت... انصافا هم قانع کننده بود ...گفت  : بعد از پرتاب نارنجک دشمن ، اکبر بر روی زمین افتاد ، من به بدن بی جان اکبر که در گل و لای منطقه چسبیده بود ، نزدیک شدم و سعی کردم بکشم و به عقب برگردانم اما  از هر طرف می کشیدم  ، نمی شد ، پای راستش را می کشیدم نمی شد ، پای چپ !

 دیدم دشمن شروع به تیراندازی به سمت ما کرد.  در این لحظه فرمانده ی ما آمد و گفت : چه می کنی گردان را به کشتن دادی ؟! من هم چا ره ای نداشتم جز اطاعت و جز سپردن اکبر به خدا...

شهید عباسی انگار می خواست  به عقب نیاید و بماند تا بماند تا ابد.....



انشاء الله این  هفته آینده منزل شهید عباس شبانی میهمان هستیم از همه بسیجیان  و رزمندگان و هیئات مذهبی مسجد جامع تقاضا دارم به دور هم جمع شویم و از این فرصت ها برای دیدار از خانواده های عزیز شهداء استفاده کنیم  و  از فرصتی که در خاطره گویی های رزمندگان  ایجاد شده است بهره ببریم  وامیدوارم  رزمندگان عزیزمان هم ما را در این راه تنها نگذارند تا دلمان با حضور آنان گرم و گرم تر شود... یا علی مدد.





نوع مطلب : یاران شهید، گالری تصاویر هیئت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هیئت بسیجیان بقیه الله الاعظم (عج)

<# REAL_FILENAME #>

به مناسبت شهادت امام علی بن موسی الرضا  (ع) 

 اقامه عزاء می نماید:

زمان : چهار شنبه ، مورخ 92/10/11  ساعت19

مکان :  جوادیه ،20 متری اول ، کوچه مقدم پ 22

منزل شهید اکبر عباسی

وسایل ایاب و ذهاب ساعت 18/20 از فلکه اول آماده حرکت می باشد




نوع مطلب : آدرس هیئت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هیئت بسیجیان بقیه الله الاعظم (عج)

<# REAL_FILENAME #>

به مناسبت فرا رسیدن ایام 28 صفر

وفات حضرت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی  (ع) 

 اقامه عزاء می نماید:

مراسم اول :

زمان : ازسه شنبه ، مورخ 92/09/3ساعت19

مکان : خزانه بخارایی ، انتهای سلامتبخش ، روبروی کارخانه برق ، پ7

منزل حاج آقا ملکی

مراسم دوم :


زمان : دو شنبه ، مورخ 92/10/9  ساعت20

مکان : خزانه بخارایی ، فلکه اول عباسی ، خیابان ضربعلی زاده ، پ19

منزل حاج آقا خلیلی



نوع مطلب : آدرس هیئت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
عکس هایی از محرم سال 1392
لطفا پس از دیدن عکس ها حتما پیام خود را بنگارید.
با تشکر




























































































































































































































شام غریبان : دیدار از بیت شهیدان : شاپور عبداللهی ، عباس شبانی و حمید داود خانی
































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































التماس دعا


نوع مطلب : گالری تصاویر هیئت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 22 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساعت فلش مذهبی
استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ





Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

پیج رنک گوگل دایرکتوری افسران ارزشی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات